برچسب:
نویسنده: یلدا خوشنام
برچسب:
نویسنده: یلدا خوشنام
برچسب:
نویسنده: یلدا خوشنام
برچسب:
نویسنده: یلدا خوشنام
برچسب:
نویسنده: یلدا خوشنام
خیلی وقت بود که میخواستم بنویسم اما نمیشد اکثرا وقت و گاهی هم حوصله.
گاهی بعضی اتفاقای کوچیک و بزرگ نظرمو جلب میکنه و تو ذهنم میگم ایندفه اینو تو وبلاگم بنویسم اما اکثرا فراموش میشن. ولی از بین او
برچسب:
نویسنده: یلدا خوشنام
Everything is way better than the last semester. I am catching up with all my tasks and duties and I also have fun. I feel more close to Li and he is super-nice to me. He celebrated valentine's day
برچسب:
نویسنده: یلدا خوشنام
I have officially started summer by taking last exam yesterday and fortunately I got full mark. I love this course and I studied two days without even noticing that I am studying (usually it's a pain!
برچسب:
نویسنده: یلدا خوشنام
برچسب:
نویسنده: یلدا خوشنام
برچسب:
نویسنده: یلدا خوشنام
برچسب:
نویسنده: یلدا خوشنام
I am moving again. So I gave my two-months notice today and asked whether I can move in one month because by January all good places will be taken and I don't want to be stuck with leftovers again. Th
برچسب:
نویسنده: یلدا خوشنام
خب!! بالاخره وقت شد که بیام اینجا یه چیزی بنویسم! واقعا اصلا نفهمیدم که اکتبر چطوری گذشت!!!خب از اوایل اکتبر شروع کنم... آها برای اولین بار شله زرد پختم، خداییش خیلی هم خوب شده بود یه مقداریشو بردم برای همسایه بغلی که با صابخونه دعوا دارن. بعد روز
برچسب:
نویسنده: یلدا خوشنام
برچسب:
نویسنده: یلدا خوشنام
برچسب:
نویسنده: یلدا خوشنام