Put myself in trouble, VOLUNTARILY!!!
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/3 | ساعت: 10:26
I have decided to write in English from time to time, so that I will work on my writing skill meanwhile.Well, well, well!! I had my hardest and longest week, ever since I am in Canada. I still don’t know why I did that… but I registered to a volunteer work with” children with disability in the summe...
last days of summer
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/3 | ساعت: 10:26
این آخر هفته یه مهمون عزیز از ایران داشتم که خیلی ی ی دلم براش تنگ شد وقتی رفت. این خانوم اول رییس من بود موقعی که کار میکردم، تازه چند ماه بود که از کانادا برگشته بود و کار کردن باهاش به خاطر سیستم مدیریتی باحالش برام خیلی ارزشمند بود. بعد از مدتی هم با هم دوست شدیم و دیگه وقتیم که پیشش کار نمیکردم...
First weeks of school
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/3 | ساعت: 10:26
خب مدرسهها وا شده و خیلی بیشتر از اونی که تصور میکردم سرم شلوغ شده... تقریبا همه روزای هفته به کلاس و وظایف TA میگذره و آخر هفتههام تا الان یا orientation بوده یا به هر صورت یه برنامهای بوده...هفته اول دانشگاه تقریبا همش به جشن و جلسه گذشت... جلساتی که باید برا آشنایی با ارگانای مختلف دانشگاه توش شر...